تا پیش از آمدن دولت تدبیر و امید در کرمانشاه و البته تا پیش از آمدن تلگرام، یکی از بزرگترین مشکلاتی که اصلاحطلبان کرمانشاه با آن دستوپنجه نرم میکردند، فقدان نیروی فعال و کنشگر بود. اما از فردای انتخابات سال 92 سیر صعودی تعداد کنشگران بود که تبدیل به دردسر شد. رشد قارچ گونه تعداد وبلاگها و سایتهای اصلاحطلب نشاندهنده تلاشی بود که با نشستن رضایی بابادی بر صندلی استانداری، افراد برای نزدیکی خودشان به استانداری و سیستم اجرایی داشتند. آنچه رخ داد، نشاندهنده این است که دو روش برای چنین افرادی نتیجهبخش بوده است: اول) حمله تمامقد به سیستم اجرایی در لوای نام اصلاحات و اعتدال و دوم) دفاع تمامقد از سیستم. که هردوی اینها از سمت سیستم اجرایی با توجه و تلاش برای جذب همراه بود و قربانی آن، رسانهها و منتقدان دلسوز و نتیجه اش پس رفت استان. وبلاگها و سایتهایی که مخاطبانشان بعضاً کمتر از تعداد انگشتان یکدست بود و روزنامههایی که کمتر به پیشخوانها میرسید و فقط برای استانداری چاپ میشد. با تقویت این موج توسط معاونت سیاسی استاندار وقت، راهروهای استانداری پر شد از افرادی که حکم مشاور داشتند یا به دنبال حکم مشاور بودند. او هرکسی را به اتاق خودش فرامیخواند، وعدهای و یا حکم مشاوری میداد و بعضاً جایی دستشان را بند میکرد. قرار میگذاشت که: «فلان روزها درب پشتی استانداری هستم و تا طاقبستان قدم میزنم. میتوانیم با هم همراه باشیم و حرف بزنیم.» اما بعد از رفتن او این تومور رشد کرد و به سرطان کنشگران متعدد و بدخیم تبدیل شد که صندلی رضایی بابادی را از زیرش کشید. در این شرایط با گلآلود شدن آب، دلسوزان و فرهیختگان، متخصصین و دانشگاهیان برای دوری از تهمت و بدنامی خود را دور گرفتند تا عدهای دیگر خود را نمایندگان کاذب آنها جا بزنند. و چنین شد که با رفتن بابادی و آمدن تلگرام، میراثی فاجعه بار به رازانی رسید. یعنی خیل عظیمی از مدعیان و منتقدان و در مقابلش بلهقربانگویان. فضایی که در آن تفکیک سره از ناسره ممکن نبود و رازانی نمیتوانست به کسی اعتماد کند و راه انفعال در پیش گرفت.
او در ابتدای کار واکنشهای تندی نسبت به مدعیانی نشان داد که از نظرش رسانههای مغرض به نظر میآمدند. در سخنرانی و نشستها بهصورت نمادین به چندنفری تاخت تا دیگران حساب کار دستشان بیاید.
اما از سوی دیگر او در بزنگاههایی مثل سفر رئیسجمهور، انتخابات و … به این کنشگران نیاز داشت و باید آنها را بازتولید میکرد تا خود را مدیری قدر قدرت، توانا و محبوب نشان دهد. و چه کسی دم دستتر از کنشگران تلگرامی از هر طیفی. آنها از سوی روابط عمومی استانداری به مراسم و جلسات دعوت و بهعنوان رسانههای رسمی پذیرفته شدند. در روز خبرنگار از آنها تقدیر شد و هدیه گرفتند و رسمیت یافتند. این بار راهروی استانداری پر شد از ادمین های تلگرامی. در این میان مسئولین و معاونین نیز سعی میکنند این افراد را به خود جذب و در برخی موارد با آنها مصاحبه اختصاصی میکنند. کنشگران کرمانشاهی تا نیمههای شب در گروههای تلگرامی یارکشی و افشاگری و جدل میکنند و گاهوبیگاه یقهگیریهای مجازی به رودرروییهای فیزیکی و حضوری میانجامد. حالا بازوند در شرایطی استانداری کرمانشاه را تحویل میگیرد که عده زیادی دست به گوشی آمدهاند تا به او حمله کنند. او قبل از هر چیز یکبار برای همیشه باید تکلیف استان را با کنشگران مغرض روشن کند و راه را برای منتقدین دلسوز باز. بدون شک گروههای زیادی که بعضاً پسوندهای قومیتی دارند تلاشهایی برای نزدیکی به او انجام دادند و این میتواند پاشنه آشیل او باشد.
بازوند باید بفهماند هیچکس در قبال انتقاد و تمجید، چیزی دریافت نمیکند و البته خود را از آن بینیاز نداند.
آنچه بازوند باید بداند
ارسال شده در یادداشت