روی آوردن به شهر و شهرنشینی یکی از نشانههای تمدن و شهر بستری برای شکلگیری ذهنیات و رفتار افراد است. بر همین اساس است که نظامهای اندیشگی همواره برای شهر بهعنوان بستر شکلگیری تفکرات و خلقوخوی افراد اهمیت و جایگاه ویژهای قائل بودهاند. در نظامهای اندیشگی کلاسیک، شهر موجودی است که علاوه بر جسم دارای روح است. بنابراین شهر چیزی بیش از خیابانها و ساختمانها، ماشینها و… است. روح حاکم بر این پیکره مسائل فرهنگی، هنری است. فرقی ندارد که از منظر سنتی به شکلگیری یک شهر نگاه میکنیم یا از نگاه مدرن. فصل مشترک هر دو نگاه این است که باید نظمی بر شکل حاکم باشد که حاصل تطابق روح و جسم شهر است و البته در اندیشه اسلامی هم بیشتر بر معنویات و اهمیت روح شهر تأکید میشود. یعنی یک شهر باید چنان باشد که زمینه نزدیکی انسان به خدا و سلامت معنوی او را فراهم آورد. اگر به زبان خودمانی بخواهیم بگوییم فصل مشترک تمام این نگاهها این است که شکلگیری، ساخت و مدیریت یک شهر حسابوکتاب دارد. مدیریت شهر تخصص میخواهد و تشخیص این تخصص هم با خودش نیست. با مدیریت شهری الابختکی و هرچه پیش آید خوش آید نمیتوان انتظار مردمی را داشت که از لحاظ فکری و معنوی سالم هستند. در شهری که یکشبه درختهای اصلیترین بلوارش را میکنیم، و جایش ستونهای بتنی میگذاریم نمیتوان انتظار مردمانی را داشت که کما فی السابق در آن خیابان رفتوآمد کنند و لبخند بزنند. در شهری که همواره اکثریت اعضای شورای شهرش بهعنوان برنامه ریزان شهری فاقد هرگونه تخصص لازم بودهاند و همیشه دعواهایشان سوژه رسانهها، نمیتوان انتظار آمار پایین جرم و جنایت داشت. درحالیکه شهرداری کرمانشاه حقوق کارکنانش را بهسختی تأمین میکند و شایعه چهار ماه عدم پرداخت حقوق به کارمندانش بر سر زبانهاست و از اداره خودش قاصر، نمیتوان انتظار داشت که به فکر رفاه و سلامت روان مردمش باشد.(اگرچه روابط عمومي شهرداري خبر حقوق معوقه را تكذيب كرده است.) در حوزههای فرهنگی به علت بکر بودن چه درآمدهایی نهفته نیست. وقتی شهرداری مدیریتش را به صورتی فنسالارانه به تراکم و درآمدهای حاصله از آن مبتنی میکند، باید انتظار این را هم داشته باشد که بعدازآنکه ساختمانها آسمان و زمینش را گرفتند و دیگر آپارتمانسازی نمیصرفید، جایی برای نفس کشیدن خود شهرداری هم نباشد.
آنهم در شهری که شهرداریاش ظرفیتهای اقتصادی بزرگی را در حوزههای فرهنگی چون تبلیغات محیطی برای خودش و حل معضل بیکاری دارد که هیچگاه به آن توجه نشده است. در همین موضوع بازوند استاندار کرمانشاه، هفته گذشته در جلسه مدیریت شهری کرمانشاه به اهمیت دستیابی به درآمدهای پایدار شهرداری ها اشاره کرد. همه اینها نشاندهنده این است که پای مدیریت شهری در حوزه علمگرایی و تخصص میلنگد. شهرداری باید نیروهایی را که خارج از ضوابطه آن راه پیدا کرده اند، تعدیل کند و باقی نیروهایش را آموزش دهد.
راه برون رفت شهرداری از این شرایط در جهت رسیدن به علم گرایی تعامل بیش از پیش با متخصصین و دانشگاه است.
بنبست شهرداری
ارسال شده در یادداشت