چکیده مقاله
نویسندگان مقالۀ حاضر با تکیه بر معرفتشناسی پیشینی و پسینی، در پی بررسی مفهوم عدالت از دیدگاههای مختلف در اندیشۀ سیاسی غرب و اسلام هستند، که نمود آن را میتوان در جدال اندیشهورزی تاریخمند و فراتاریخمندگرایی در بحث عدالت مشاهده کرد. لذا، با انتخاب روش تفهمیِ حامد ابوزید، تلاش شده است تا در دو بخش مجزا و با گزینش اندیشمندانی از سه دورۀ کلاسیک، جدید، و معاصر مغرب زمین از یک طرف و برخی از متقدمین و متأخرین اندیشۀ اسلامی از طرف دیگر، پیشینۀ مجادلات غربی و اسلامی مورد کنکاش قرار گیرد. بدین مفهوم که در بخش غربی آن تأکید خواهد شد که تاریخمندی و فراتاریخمندی مفهوم عدالت در مغربزمین رابطۀ تقریباً اینهمانی با ازلی و مخلوق بودن مفاهیم در ساحت اندیشۀ اسلامی دارد. بر این اساس، سؤال و فرضیۀ تحقیق به شرح ذیل است:
سؤال اصلی: چه نسبتی میان سامان مفهوم عدالت در دو ساحت اندیشهورزی اسلامی و مغربزمین وجود دارد؟
فرضیه: جدالی که در مغربزمین پیرامون تاریخمندی و فراتاریخمندی مفهوم عدالت وجود دارد در قلمرو اندیشۀ اسلامی در ذیل جدالهای ازلی بودن و مخلوق بودن متن مقدس قرار میگیرد.