بحث پیرامون «مطالبات» همیشه از مباحث داغ پس از انتخابات است. کلمهای که با قیود «مردمی»، «جوانان»، «هنرمندان»، «ورزشکاران» و… محدود میشود تا عدهای آن را نمایندگی کنند. اما این مفاهیم وقتی رنگ میبازند که بهجای افکار عمومی، برخی فعالین ستادی تبدیل به نمایندگان کاذبی برای بیان این مطالبات میشوند. در چنین مواردی است که بعضاً خواستهها و منافع شخصی پشت جملاتی خوش آب و رنگ به نمایندگی از مردم در جلسات و سخنرانیها به کار میرود. بدین شکل ممکن است، جمله «مردم خواستار انتصاب مدیران حامی دولت هستند.» به معنای «من یا نزدیکانم باید مدیر شویم» باشد. یا وقتیکه گفته میشود که « مهمترین مطالبه جوانان کرمانشاه رفع معضل بیکاری است» به معنای درخواست استخدام از طرف شخص یا گروه گوینده باشند. این افراد در حالی به دنبال میانبری برای ورود به سیستم اجرایی هستند که، نخبگان علمی در انتظار اعلام تاریخ برگزاری آزمونهای استخدامی هستند. در چنین شرایطی این نمایندگان کاذب سعی میکنند که با فشار از طریق رسانهها و راه انداختن کمپینهای تلگرامی خواستههای خود را به سیستم اجرایی تحمیل كنند. چنانکه تا کنون کرده و نتیجه نیز گرفتهاند. شایستهسالاری قربانی اصلی چنین وضعی است و این رفتارها وقتی خطرناکتر میشود که با خلقوخوی قومی قبیلهای پیوند یابد.
وقتی عضوی از یک گروه ارتقاء مییابد به معنای ارتقای دیگر اعضای گروه نیز هست و پیروزی هر گروه مستلزم حذف دیگران. در چنین شرایطی است که در کرمانشاه گروههای مختلفی، هریک با استعانت به یکی از نزدیکان قومی خود در تهران و دستگاه دولت تلاش میکنند، قدرت در استان یا بخشی از آن را به دستگیرند. اما تمام این تلاشها در سایه نام مردم و مطالبات مردمی انجام میشود.
پادگفتمان، این گفتمان تمامیتخواه میتواند به واسازی عباراتی چون «مطالبات جوانان»، «مطالبات مردمی»، «مطالبات هنرمندان» و… بپردازد. چنانکه با بیرون کشیدن معانی مختلف از این کلمات، معانی اصیل آن را آشکار نماییم.
چنانکه روشن شود منظور از مطالبات چیست و چه کسی و به چه منظوری آن را بیان میکنند؟ منظور از مردم، جوان، هنرمندان و… در کلام آنها کیست؟ آیا مراد از جوان صرفاً عده ایست که در چند هفته منتهی به انتخابات در فعالیتهای ستادی شرکت کردهاند؟- که از این عده هم بهیقین اکثریت داعیههای نابهحق ندارند. آیا مردم در کلام گوینده، یک قوم یا طبقه خاص است؟ آیا در پیگیری مطالبات مردمی خواستههای فراموششدگانی چون ساکنان حاشیه شهر، معلولین و جانبازان و… لحاظ شده است؟ بر همین اساس شایستهسالاری بیش از هرچیز مستلزم انسداد چنین میانبرهایی است که این روزها از ستادهای انتخاباتی میگذرد.
میانبر ستادی
ارسال شده در یادداشت