بزرگی میگفت: «خداوند همیشه آدم را از سه چیز دور کند: 1-خورده شپش و خورده قرض و خورده دانش. این سه تا به جان هرکس که بیفتد زمین گیرش می کند. خورده قرض و خورده دانش هم از خورده شپش بدترند. » بلافاصله میخواهم بگویم این دو همان چیزهایی هستند که مدیریت شهری کرمانشاه از آن رنج میبرد. علاوه بر شایعه عدم پرداخت حقوق کارکنان شهرداری که این روزها سر زبانهاست و بهعنوان خورده قرض کافی است تا شهرداری را از پای درآورد، عدم احساس نیاز به یادگیری و اتکا به خورده دانش در اعضای شورا و مدیران شهرداری بهعنوان نهاد عمومی غیردولتی بلای دیگری است که آسیبش دارد به شهر کرمانشاه و مردمانش میرسد. مردم با شکلها و مدلهای فکری مختلف و متفاوت و برحسب درکشان از دنیای اطراف با همدیگر برخورد میکنند و طبیعتاً روابط و تعاملات و مبادلات مستلزم اختلاف است. اینجاست که نهادها ضروریاند. شهرداری بهعنوان یک نهاد به جود آمده است تا تسهیلکننده روابط، تعاملات و مبادلات باشد. وقتی یکنهاد کارش را بهدرستی انجام نمیدهد باعث تحمیل هزینههایی به مردم میشود که در علم اقتصاد به آن میگویند: «هزینههای مبادلهای». مثلاً ماستبندی را در نظر بگیرید که اول صبح چرخ ماشینش در چالهای که شب قبل شهرداری جلوی مغازهاش کنده است میافتد. لاجرم ماستهایش میترشد و این هزینه زیادی را روی دستش میگذارد. هرچقدر ما کارهامان را درست انجام دهیم هزینههایی به گردن ماست که باعثوبانیاش ما نیستیم و عاملش نهادهایی مثل شهرداری است که در اصل برای تسهیل کارهای ما به وجود آمده بودند و حالا بلای جانمان شدهاند. راه اصلاح ساختار این نهادها آموزش و یادگیری است. اما وقتی عزمی برای اصلاح از این طریق وجود نداشته باشد، آموزش و یادگیری هم برعکس عمل میکند. یعنی افراد در دستگاهها راههایی را به همدیگر آموزش میدهند که بيشتر منافع شخصیشان را تأمین کند و مشکلات مردم برایشان محلی از اعراب ندارد. همین میشود که اکثریت اعضای شورای شهر کرمانشاه بدون احساس نیاز به آموزش در همایش ملی «کرمانشاه و زندگی شهری» که حاصل کار دهها پژوهشگر بر زندگی شهری کرمانشاهیان است، شرکت نمیکنند و جایشان را به اعضای شورای شهر سنندج میدهند که برای قدردانی از برگزاری چنین همایشی در غرب کشور با تاج گل وارد سالن میشوند تا از این پژوهشها در مدیریت شهری سنندج بهرهمند شوند. اگرچه دانشگاه رازی این همایش را با همکاری شهرداری کرمانشاه برگزار میکند، اما شهردار نیز پس از ایراد سخنان خودش از سالن خارج میشود. این به آن معناست که شورا و شهرداری خود را به مسیری که سالهاست در مدیریت شهری کرمانشاه طی شده وابسته میدانند. دانش خود را کافی میدانند و عزمی هم برای تغییر ندارد. «وابستگی به مسیر» ناکامیهای پیدرپی شورا و شهرداری کرمانشاه را تائید و حفظ میکند و البته هزینه آن را همه مردم کرمانشاه باهم در زندگیشان میدهند.
خرده دانش مدیران شهری
ارسال شده در یادداشت