تا وقتی که خبر مرگش اینچنین غوغا به پا کرد، خیلیهامان فکر میکردیم او و زندگیاش واقعاً یک شوخی بزرگ است. چرا که پذیرش چنین فردی با چنین تفکرات و حرکات و رفتاری خلاف معیارهای عقلانیاست که با آن بزرگ شدهایم و جز تمسخر و خنده چیز دیگرا در حقش روا نمیدارد.
حالا او آخرین تصویرش را در زندگی، اینطور جدی به پایان رسانده است… نسیم سبز، وجتریتی که دنیا را پر از بیعدالتی و انحراف میدانست اسلحه دست گرفته، به ساختمان یوتیوب حمله کرده و دست آخر خودش را کشته است. بر این پایان غمانگیز و غمبار چند نکته قابل تامل است:
1. نسیم، نمونه بارز یک فرد تنها در دنیای مدرن است. در دنیای مدرن ما با جامعهای روبروییم که در آن اختلال رابطهای وجود دارد. غایت ارتباط انسان، کشف خود و تحقق نفس است. اگر فرد در کنش متقابل با دیگری نتواند خودش را پیدا کند، این برایش یک شکست و ناکامیاست و همین کافیاست تا او را نسبت به برقراری ارتباط دوباره مایوس کند. و این چیزی متفاوت از مفهوم 《انزوا》است. در انزوا فرد با خودش است ولی با دیگران نیست، حال آنکه در احساس تنهایی فرد نه با دیگران است و نه با خودش.
نسیم که برای رفع احساس تنهاییاش از بازگشت به جامعه و اتحاد با آن باز میماند، راه مقابلی را بر میگزیند، ایستادن در برابر نظم مدرن غربی
2. هانا آرنت میگوید انسانها برای کشف هویت خود به ارتباط با دیگران نیاز دارند. او دو مفهوم 《کیستی》و 《چیستی》را در انسانها از هم تمیز میدهد. چیستی، عبارت است از استعدادها و تواناییها و همچنین ناتوانیها و کمبودهایی که تقریباً همه موجودات بشری در آنها شریکند. در حالی که کیستی هر فردی منحصر به خودش است. به نظر آرنت عصر مدرن، وجه کیستی انسانها را به دست فراموشی سپردهاست و آنها را در کیستیشان. آرنت میان سه نوع فعالیت: زحمت(تلاش برای رفع نیازهای زیستی و حیاتی)، کار(تلاش برای سلطه بر طبیعت) و عمل(تلاش برای کشف و هویت عامل) فرق میگذارد. دنیای مدرن تاکید را بر زحمت و کار در لوای مفهوم چیستی، میگذارد و کیستی فرد که در عمل هویدا میشود، فراموش خواهد شد.
3. چرا حمله به ساختمان یوتیوب؟ به ظاهر چنین است که نسیم در اعتراض به حذف صفحهاش از یوتیوب این کار را کرده است. اما در نگاه بعدی میتوان آن را یورش یک 《گرگ تنها》 برعلیه نظم دنیای مدرن دانست و یوتیوب یک نماد کاملاً مناسب است برای دنیای مدرن و جهان سرمایه داری. جفری سیمون گرگ های تنها را…
جفری سیمون گرگ های تنها را فرد یا افراد به ستوه آمده از سرمایهداری می داند که بدون پشتیبانی مالی و لجستیکی دیگران عمل دست به اقدامات تروریستی میزنند. آنها به تنهایی اقدام می کنند و از این رو شناسایی و دستگیری آنها بسیار دشوار است.
4. سهم ما در تنهایی نسیم چیست؟ ما با کامنتهای تمسخر آمیزمان او را تا منتها علیه تنهایی پیش بردیم. کامنتهایی که اتفاقاً از عمق تنهاییهای خودمان بیرون میآید. ما از نسیم و دیگر انسانهایی که در قالب نظم مدرن غرب تعریف نمیشوند، یک 《other》یا 《دیگری》میسازیم. کسی که تصور جامعه از او یک انسان آنرمال است. کمکم خودش هم این موضوع را میپذیرد و دیوانه وار و به طرزی تمسخرآمیز روز بروز جنبههای عمیقتری از این آنرمالی را به نمایش میگذارد.
5. شاید پایان تلخ نسیم یادآور مفهوم 《آنومی》و تاثیر آن بر خودکشی است که توسط امیل دورکهایم ارائه شد و این به معنی عدم وابستگی شخص و جامعه است. نسیم که خود را مظهر مقاومت در برابر دنیای نوین میداند، در تنهایی آخرین دقایق زندگیاش مغلوب تفکری میشود که با آن مبارزه میکرد. او به این میاندیشد که عنصری نامطلوب است و حالا وظیفهاش به عنوان یک فرد مدرن، چیزی جز حذف این عنصر نامطلوب نیست.